محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
100
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
كه حقى را به پا دارد يا باطلى را دور كند . خلافت نزد على نه هدف ، بلكه وسيله است و ابزارى براى اينكه حق اجرا گردد . ( لنرد المعالم من دينك ) خلافت را پذيرفت تا اسلام را به همان شكلى كه در ابتدا بود بازگرداند ؛ همان صورتى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله براساس آن رفتار مىكرد . ( و نظهر الإصلاح في بلادك ) اصلاح در ديدگاه امام عليه السّلام عبارت است از : ( فيأمن المظلومون من عبادك ) آزادى ، ثروت و امنيت براى آنها فراهم آورد تا ديگر از ستمكاران و تجاوزكاران در هراس نباشند . ( و تقام المعطّلة من حدودك ) حدود الهى به تازيانه زدن بر زناكار و بريدن دست دزد اختصاص ندارد ؛ بلكه شامل هر ممنوع ديگرى نيز مىگردد و بزرگترين ممنوعها چيرگى بر بندگان و رواج فساد و زورگويى با ثروت و قدرت است . ترساندن افرادى كه در امنيت به سر مىبرند ، سوءاستفاده از تهيدستان ، فريب انسانهاى پاكدل با تظاهر و ادعاهاى دروغين و اتهام افترا و دروغ به آزادگان نيز از ديگر ممنوعيتهاست . ( اللّهمّ إنّي أوّل من أناب ) به سوى تو رو آورده و پاكدلانه به تو ايمان آوردم و به راه تو فراخواندم و در راه تو پيكار كردم . ( و سمع و أجاب ) دعوت حق را شنيد و پذيرفت . ( لم يسبقني إلّا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله بالصّلاة ) اختلافى نيست كه دو تن از مسلمانان يعنى على عليه السّلام و خديجه عليها السّلام اولين كسانى هستند كه مسلمان شده و به رسالت محمد صلّى اللّه عليه و إله ايمان آوردند . پيش از اين در اينباره سخن گفتهايم . « 1 »
--> ( 1 ) . نك : شرح خطبه 37 .